بررسی ابعاد جامعه شناختی و فرهنگی علل عدم رضایت به اهدای اعضا پس از وقوع مرگ مغزی توسط خیر ایران با حضور مدیر امور فرهنگی و روابط عمومی شبکه
دکتر احسان علیبیگی، مسئول امور فرهنگی شبکه فراهمآوری اعضای دانشگاه علوم پزشکی تهران در گفتوگو با خیر ایران به بررسی ابعاد جامعه شناختی و فرهنگی علل عدم رضایت به اهدای اعضا پس از وقوع مرگ مغزی پرداخت
به گزارش روابط عمومی شبکه فراهم آوری اعضا و نسوج پیوندی دانشگاه علوم پزشکی تهران، مصاحبه دکتر احسان علی بیگی مسئول امور فرهنگی و روابطعمومی شبکه با پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران صورت گرفته است که مشروح این مصاحبه را در ادامه بخوانیم:
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری تحلیلی خیر ایران، ۹۹ درصد افراد بر اثر مرگ قلبی فوت میکنند. تنها یک درصد از جامعه دچار مرگ مغزی میشود. این یعنی تنها یک درصد، فرصت دارند تا نجات بخش نیازمندان به عضو سالم باشند. هر چند که آمار و ارقام دقیقی در دسترس نیست اما برآورد میشود هر سال حداقل 5 تا 8 هزار نفر در کشور مرگ مغزی میشوند. این در حالی است که تنها حدود هزار نفر از این تعداد اهدای عضو میشوند. به بیان دیگر، سالانه حدود 7 هزار عضوِ قابل پیوند به زیر خاک میرود. در همین رابطه خیر ایران به سراغ دکتر احسان علیبیگی، مدیر امور فرهنگی و روابط عمومی شبکه فراهمآوری اعضای پیوندی دانشگاه علوم پزشکی تهران رفته تا از ریز و درشت اهدای اعضا در ایران اطلاعاتی حاصل کند.
مرگ مغزی با کما و زندگی نباتی فرق دارد
فهم معنای «مرگ مغزی»، ارتباط مستقیمی با رضایت خانواده برای اهدای اعضای عزیزشان دارد.
دکتر احسان علیبیگی میگوید: «خانواده میبیند که فرزندش در بیمارستان و در اتاق مراقبتهای ویژه بستری شده، در حالی که با دستگاه تنفس مصنوعی، سرمها و داروها تحت حمایت قلبی ریوی قرار دارد و قفسه سینه او بالا و پایین میرود و نمایشگر ضربان قلب، کار میکند. اما هیچ کدام از این ها دلیلی بر شانس ادامه حیات نیست و بیمار مرگ مغزی شده که در علوم پزشکی مساوی با مرگ پزشکی است و از منظر مرگ تفاوتی با مرگ قلبی ندارد».
تأیید مرگ مغزی، نیازمند یک پروتکل دقیق است
دکتر علیبیگی معتقد است قویترین پروتکلهای تشخیص و تأیید مرگ مغزی دنیا در کشور ایران وجود دارد. چون 4 پزشک متخصص و متعهد با تخصصهای داخلی، بیهوشی، داخلی مغز و اعصاب و جراحی مغز و اعصاب به عنوان 4 نماینده مورد وثوق وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی (که متولی امر اهدا و پیوند اعضا است)؛ پیگیری فرایند را انجام میدهند. او در ادامه میگوید: «نماینده پزشکی قانونی نیز بر این فرآیند نظارت دقیق دارد. از طرفی برای تشخیص و تایید مرگ مغزی به معاینات بالینی بسنده نمیشود و تستهای و بررسیهای پاراکلینکی تخصصی مانند نوار مغزی، آنژیوگرافی، سونوگرافی، اسکن رادیوایزوتوپی و تست آپنه، از جمله مواردی است که در قطعیت وقوع مرگ مغزی به تیم تشخیص و تایید کمک میکند.»
فرصت برای رضایت به اهدای اعضا بسیار کم است
اهمیت زمان آنجایی معلوم میشود که بدانیم بعد از تایید مرگ مغزی، زمان به شدت علیه بیماران نیازمند پیوند، عمل میکند. به بیان دیگر ریه ها تنها تا 24 ساعت اول پس از تأیید مرگ مغزی، قابلیت پیوند دارند. این زمان برای قلب حدود 48 ساعت و برای کلیه ها و کبد حداکثر تا 72 است. پس از این زمان، اعضا عملا فاسد شده و فرصت نجات جان 8 انسان، برای همیشه از دست میرود.
چرا خانوادهها با اهدای اعضا مخالفت میکنند؟
«مردم در قبال شنیدن کلمه مرگ، میدانند باید چه کنند. اما در قبال شنیدن مرگ مغزی نمیدانند. چون مرگ در دل جامعه رخ میدهد. اما مرگ مغزی در محیط درمان اتفاق میافتد. در حالیکه عزیزشان تحت درمان است و مراقبتهای درمانی دریافت میکند.» این را دکتر علیبیگی میگوید و معتقد است اولین و مهم ترین دلیل مخالفت خانوادهها با اهدای اعضا، عدم دریافت مفهوم مرگ مغزی است. اینجاست که اهمیت فرهنگسازی خودش را نشان میدهد.
دکتر علیبیگی، موارد دیگری را در عدم رضایت خانوادهها دخیل میداند. از جمله عدم اعتماد به سیستم اهدای اعضا. «آن ها با نگرانی میپرسند این اعضا به چه کسی میرسد؟ در جواب تلاش میکنیم به آن ها اطمینان دهیم که این اعضا در نهایتِ امانت داری و کاملا رایگان به دست بیمارانی میرسد که جانشان در لبه مرگ و زندگی است».
دکتر علیبیگی در ادامه میافزاید ترس از مثله شدن پیکر، از مواردی است که مانع رضایت به اهدای اعضا است. در حالیکه با پیکر فرد مرگ مغزی در اتاق عمل در نهایت احترام برخورد میشود و به جای اعضای مشخصی که برداشته میشود، پروتز معادل قرار می دهیم. به نحوی که جای خالی آن در ظاهر پیکر مشخص نباشد. در انتها با بخیه مناسبی، پیکر تحویل خانواده داده می شود.
علی بیگی اینطور ادامه میدهد که عده دیگری از خانوادهها نگران جایگاه اجتماعی خود هستند. آنها میگویند اگر من این کار را بکنم، ممکن است مردم بگویند اینها رفتند و اعضای بدن عزیزشان را فروختند. وقتی خانواده چنین نگرانیای را مطرح میکند، به او اطمینان میدهیم که نمایندهای از تیم فراهم آوری اعضا در تمام مراسمهای خانواده حضور مییابد و درباره بزرگی کار خانواده و فرد متوفی صحبت میکند. حضور فعالانه تیم ما در مراسمها به خصوص در قطعات اختصاصی اهداکنندگان زندگی که در بهشت زهرا (قطعات 255، 305 و 307) واقع شده کمک شایانی جهت بهبود حال روحی و پیگیری مطالبات و پاسخ به ابهامات خانواده، بستگان و آشنایان فراهم میکند.
مورد دیگر، ماجرای انجام مراسمها است. از آنجایی که مراسم کفن و دفن در کشور ما بسیار حیاتی و مهم است، خانواده نگران است که پیکر را دیر تحویل بگیرد. در حالیکه برداشتن اعضا از پیکر متوفی حداکثر ممکن است یک روز، مراسم کفن و دفن را به عقب بیندازد.
اغلب مراجع اهدای اعضا از عزیزان مرگ مغزی را مشروع میدانند
سال 1368، فرمان تاریخی و پیشرو امام خمینی مبنی بر مشروع دانستن اهدای اعضا از بیمارانی که مرگ مغزی آنان مسلم شده، کمک بزرگ به مسیر اهدا و پیوند اعضا در ایران کرد. همچنین اکثر مراجع از جمله رهبر شهید، آیت الله خامنه ای، آیت الله نوری همدانی، آیت الله مکارم شیرازی، آیت الله شبیری زنجانی و وحید خراسانی اهدای اعضا را جایز دانستهاند. تقریبا تمامی این مراجع بر موضوع اطمینان از مرگ مغزی و ضرورت اهدا تاکید کردهاند. اینکه «حیات مسلمانی بر قطع عضو از میت مسلمان دیگر بستگی داشته باشد».
کارت اهدای عضو، مثل یک وصیتنامه، تصمیم بازماندگان را ساده میکند
طبق آمارهای منتشر شده، تنها 10 درصد از ایرانیان، کارت اهدای عضو دارند. در حالیکه مثلا در کشور آمریکا، 74 درصد مردم کارت اهدای عضو دارند. علت این آمار کم را از دکتر علیبیگی میپرسیم. او پاسخ میدهد که آمار در ایران بیش از 10 درصد است. چون ابتدا بخشی از ثبت نامها به صورت دستی ثبت شدند و سپس دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی سایت ثبت نام کارت اهدا به نشانی Ehda.ir را راهاندازی کرد. اخیرا از سال 1394 به بعد هم، انجمن اهدای عضو، یک دیتا سنتر تشکیل داده و دانشگاههای علوم پزشکی مشهد و برخی دیگر نیز اقدامات متفاوتی در خصوص کارت اهدای عضو انجام دادهاند: «اگر همه اینها جمع شود، آمارها کمی بیشتر از 10 درصد میشود. از طرفی بخشی از جامعه ما خردسال است که انتظار مشارکت نداریم. قشری هم میانسال به بالا هستند. در این زمینه نیازمند فرهنگ سازی هستیم. چون افراد میانسال تصور میکنند اعضای بدنشان، دیگر مناسب اهدا و پیوند اعضا نیست. در حالیکه کیفیت زندگی و سلامت اعضا نقش تعیینکنندهتری دارند. در دنیا، از فرد 83 ساله، اهدای قلب و از فرد 103 ساله، اهدای قرنیه داشتهایم. در واقع کیفیت اعضای بدن است که تعیین میکند اهدا انجام شود یا نه.» علی بیگی در ادامه میافزاید مشکل دیگر، باورهای غلط است. برخی میگویند اگر کارت اهدای عضو بگیریم، نکند که حتما مرگ مغزی شویم. در حالیکه اینها خرافات است. در نهایت اینکه وقتی موضوع، موضوع شادی باشد، مردم مشارکت میکنند. اما در ثبت نام کارت اهدای عضو، به جهت موضوع مرگ مغزی، این مشارکت پایین میآید. همچنین از اواخر دولت دوازدهم، ثبت نشان قلب قرمز روی کارت گواهینامه مصوب شد. هر چند که اجرایی شدن آن طول کشید. به این معنی که از متقاضیان گواهینامه میپرسند که تمایل به اهدای عضو دارند یا نه. اگر جواب مثبت بود، یک نشان قلب قرمز روی گواهینامه آنها نقش میبندد. اما پرسش از رضایت بابت نشان قلب قرمز هم در بسیاری موارد از متقاضی گواهینامه مطرح نمیشود. چه افرادی که برای اولین بار گواهینامه دریافت میکنند و چه افرادی که کارت خود را تمدید میکنند.
ذکر این نکته ضروری به نظر می رسد که داشتن کارت اهدای عضو به معنای نادیده گرفتن حق خانواده نیست. در نظام سلامت ایران، تصمیم گیرنده نهایی، همچنان خانواده بزرگوار متوفی است. این کارت فقط نقش یک وصیتنامه را بازی میکند.
شرایط اجتماعی مانند جنگ و کرونا، باعث کاهش پیوند اعضا میشود
بهانه این گزارش، کاهش آمار پیوند اعضا در کشور و لاجرم افزایش مرگ و میر ناشی از عدم دریافت اعضای پیوندی سالم است. اما دکتر علی بیگی میگوید این موضوع ارتباط تنگاتنگی با شرایط اجتماعی در کشور دارد. هر رویدادی که اولویتها را تغییر دهد، به روند اهدای اعضا صدمه میزند
پیگیریها بعد از پیوند ادامه دارد
خانوادههایی که با مرگ مغزی عزیزشان روبرو بودهاند، بعد از فوت او، رها نمیشوند این موضوع یکی از رسالتهای مهمی است که شبکه فراهم آوری اعضا و نسوج پیوندی دانشگاه علوم پزشکی با جدیت به آن پرداخته و اقدامات متعدد و متنوعی جهت بهبود حال روحی خانوادهها به صورت منسجم و مداوم انجام داده است.
سوی دیگر این ماجرا، خانوادههایی ایستادهاند که در سختترین لحظه عمرشان، میان غم از دست دادن عزیزشان و امید بخشیدن به زندگی دیگران، انتخابی بزرگ کردهاند. انتخابی که اگرچه درد فقدان را از میان نمیبرد، اما آن را به معنایی ماندگار پیوند میزند.
خداوند در قرآن میفرماید: «هر کس انسانی را از مرگ نجات دهد، چنان است که گویی همه انسانها را نجات داده است.» شاید هیچ توصیفی رساتر از این آیه برای اهدای اعضا وجود نداشته باشد.
ارسال به دوستان